نگاه و صدا

نگاه و صدا

نویسنده : پاسکال بونیتزر

ترجمه : قاسم روبین

سینما چیست؟ پاسخ در حال حاضر این است: مجموعه ای از تصویرها و صداها؛ تصویر و صدا روی دو نوار ناهمگن. البته این ناهمگنی را مخاطبان عام به محض ورود به سالن تاریک اغلب از یاد می برند، تلقی شان هم این است که آنچه می بینند وحدت طبیعیِ تصویر و صداست. تفکیک این دو عامل اما کاری است خرق عادت و خلاف آنچه در سینما طبیعی قلمداد می شود و مقبول عام هم نیست. فیلمسازی چون ژان لوک گدار کارش همین است: آزمودن خرق عادت. دیگرانی هم، انگشت شمار البته، به صور مختلف این را آزموده اند: آیزنشتاین، اشتروب، دوراس، آنتونیونی و تنی چند از پیروان مکتب موسوم به بازگشت.

مطالب این کتاب، که ادامه ی شماری از نقدهایی است که در نشریه ی کایه دو سینما چاپ شده، کوششی است جهت تحلیل و نیز رهاییِ تصویر و صدا و همچنین پی بردن به مرتبه و اقتدارِ این دو عامل در عرصه ی سینما. هدف، ضمن پرداختن به نمودهایی از مقوله ی اغوا و لذت، آشنا شدن با فضا و عرصه ای دیگر در سینماست، یا همان فضای خارج از کادر: مکانِ نگاه و صدا. بررسی مرتبه و اقتدار نگاه و صدا البته منوط به آثاری است که در خور اعتنا باشند. نقد و تحلیل هم عیناً از ورای همین مرتبه و اقتدارِ فیلمهای در خور، صورت پذیر می شود.

راه شاهی

راه شاهی

نویسنده : آندره مالرو
ترجمه : سیروس ذکاء

داستان “راه شاهی” حاصل سفری است که مالرو در سال 1923، همراه همسر خود و یکی از دوستانش به منظور تحقیقات باستانشناسی و به دست آوردن حجاری‌هایی از معابد قدیم کامبوج به خاور دور انجام داد. بخش اول داستان تقریبا گزارش روزبه روز این سفر و ملاقات‌های او با مقامات فرانسوی مستعمره و تهیه مقدمات سفر به جنگل های کامبوج و کشف معابد قدیمی در اطراف راه ‌شاهی و به دست آوردن حجاری‌هاست. اما محکومیت مالرو از سوی مقامات فرانسوی به سرقت سنگ‌نگاره‌ها موجب طول اقامت وی در هند وچین شد. مالرو پس از مدتی به پاریس بازگشت و مجددا به خاور دور سفرکرد. در این سفر دوم مالرو وارد مبارزه‌ی علنی با مقامات فرانسوی شد و در شورش‌های چین برای کسب آزادی شرکت کرد که حاصلش کتاب “سرنوشت بشر” برنده‌ی جایزه‌ی گنگور بود.
در داستان راه‌ شاهی، مالرو سرنوشت انسان را در رویارویی با مرگ و تقابلش برای رهایی از آن و جستن راهی برای غلبه برآن به نمایش درآورده است.

پرندگی

پرندگی

نویسنده : نسرین اسدی جعفری

قصه‌ی کتاب سرگذشت آدم‌های مانده در حصار است، و رانده از عرصه، بندی تنگاتنگی آسایشگاه در روزهای تاریک و فرسودگی خاموش. تنها چشم انداز اکنونشان توده‌ی کاج‌هاست، و غبار سیمان. خوشدلی ‌شان در این حصار نه در سرمای دیروز است نه در برزخ امروز.
طرد‌شده‌های این وادی پیرامونی «ملاقاتی» ندارند، مگر گاهی جانوری بر زمین یا مرغی در هوا، سیه‌غرابی از خاکستان همجوار، نه عافیتی ، نه عاقبتی، جز چیت بی‌گل‌بته، نامردگان‌اند اینان با میراث مردگان بر تن، با دلی آکنده از پروای پریدن، و روانی سنگین از ماترک ایام در چرخه‌ی مکرر بی‌مفر. طالب مرگ‌اند آدم‌های در حصار این قصه، صاحب سبک‌تنی اند، پرندگی.
و جنون، آواز نیست. بختک نیست . زمینی است. نه حاصل ناسازگاری است که ناگریز است برای واماندگاندن در معبر ، در خانه.تنگ‌عرصه، ندیده‌مانده یا نخواسته.
این دایره – چنان که دیروقتی رها در گل گودالی یا وانهاده کنار نهری – روزی کنج یکی از این خانه‌های ملال بسته می ‌شود.

ناخودآگاه استتیک

ناخودآگاه استتیک

نویسنده: ژاک رانسیر
ترجمه: مجید نظری

در این جا یکی از فیلسوفان اعجوبه‌ی فرانسوی برداشتی چشمگیر و روشنگر از نسبت مفاهیم فرویدی و تفسیرهای روانکاوانه به قراری به دست می‌دهد که برآمده از معنای تازه‌تر از تازه‌ی انقلاب استتیکی قرن نوزدهم است. در دیالوگی فلسفی با لیوتار، رانسیر حرفش این است که داعیه‌ی میراث داران فروید مبنی بر غلبه‌ی پاتوس بر لوگوس کجا و جان کلام فروید مبنی بر صیانت از همزیستی برابر و آمیزگاری این دو کجا. به عباتی پاتوس و لوگوس درمان تومان با هم‌اند.

شوشانا فلمن


پیش فرض ذاتی این پروژه این است که سروکار ما با خود مفهوم استتیک است.استتیک را همچون عنوان علم یا رشته‌ای که به هنر می پردازد ، در نظر نمی گیریم. در نگرش من استتیک مختص به روش تفکری است که با توجه به اشیا هنری نضج گرفته است و آن‌ها را به منزله‌ی مواد تفکر تلقی می‌کند. از این هم مبنایی تر ، استتیک عبارت است از رژیم خاص اندیشیدن در باب هنر و ایده‌ای از فکر، حسب اینکه اشیا هنری مواد تفکر هستند.

ژاک رانسیر – برگرفته از متن کتاب

ساعت طلا

ساعت طلا

نویسنده : فریدون مجلسی

ساعت طلا داستانی است از فریدون مجلسی ملهم از جنایتی تکان دهنده که زمانی در تهران رخ داده، در پیوند با پیشینه‌ای تاریخی از زندگی کسانی که سهم اندکی در قدرت و سیاست دارند، اما اسیر سیاست‌های جهانی و داخلی می‌شوند!

داستان زحمت کشانی است که از سویی برچسب بهره‌کشی می خورند و از مدعیان عدالت اجتماعی لطمه می بینند و از سویی قربانی بی عدالتی و کینه توزی و خشونت سودجویان می شوند، و سرانجامی که آن نیز ریشه در تجربه و آموزشی خشونت‌زا در زندگی متعارف روستایی دارد.

این کتاب راوی حوادثی است که نقطه اوج آن به 21 آذر و جدایی دولت تجزیه‌طلب دموکرات در آذربایجان و بازگشت مجدد آن در سال 1325 خورشیدی اشاره می‌کند.

رؤیاهای مرد نیلوفری

رویاهای مرد نیلوفری

رؤیاهای مرد نیلوفری

احوال و افکار و آثار سعید سرمد کاشانی

به کوشش : عمران صلاحی


بعد از ظهر روز جمعه، 18 ربیع الثانی سال 1070 هجری قمری، پس از نماز جماعت ، جنب مسجد دهلی ، در برابر چشم نمازگزاران ، سعید سرمد کاشانی را گردن زدند! به فرمان اورنگ زیب (پادشاه وقت هندوستان) و فتوای ملا عبدالقوی (قاضی القضات شهر دهلی)

اما جرمش چه بود ، از نظر صاحبان زر و زور و تزویر، بیان سخنان کفرآمیز . اما سخن راست را از حافظ بشنویم :

جرمش این بود که اسرار هویدا می کرد.

آن چه در بارۀ حلاج ،سهروردی ، عین القضات و نسیمی نوشته اند ، در بارۀ سعید سرمد هم صدق می کند. در زمانی که جنگ هفتاد و دو ملت همه جا را فرا گرفته بود و صاحبان زر و زور و تزویر به این جنگ دامن می زدند ” اندیشه های نوع پرستی و آمال انسان دوستی … در قالب طریق های صوفیانه… تبلیغ می شد.” ولی نه هر تصوقی.

این کتاب شرحی است بر احوال و افکار و آثار وی و همچنین منظومه ای درباره‌ی او، که به کوشش زنده‌یاد عمران صلاحی تالیف و گردآوری شده است.

نقاشی با مداد رنگی

نقاشی با مداد رنگی

نویسنده: خوزه پارامون

مترجم: قاسم روبین

کاربرد مداد رنگی دامنه‌ی بسیار وسیعی دارد، هم برای طراحی مقدماتی به کار می آید وهم برای نقاشی از اشکال و اشیایی که اجزا و شالوده‌های دقیق دارند. سهولت استفاده از مداد رنگی امکاناتی فراهم می سازد تا بتوان در نقاشی و مصورسازی و طراحی تبلیغاتی کارهای متنوعی ارائه داد. با مداد رنگی می‌توان هم به سبک کلاسیک کار کرد و هم کاریکاتورهای هزل‌آمیز کشید. مدادرنگی علاوه بر ویژگیهای کیفی، به لحاظ بصری نیز در شکل‌دهی و رنگ‌آمیزی نقاشی شوق‌برانگیز است و همواره توجه بسیاری از نقاشان نامی را برانگیخته است. در آثار برخی از نقاشان معاصر نیز بیش و کم تاثیر پذیری از پیش‌کسوتانی که با مدادرنگی نقاشی کرده‌اند مشهود است.

در این کتاب، علاوه بر مدادرنگی، با مداد آبرنگی و روشهای استفاده ار آن نیز آشنا می شوید. با مدادرنگی بهتر و زودتر می توان نقاشی را یاد گرفت، رنگ را شناخت. در این روش، رنگ گذاری و ترکیب رنگها را به آسانی می شود فراگرفت. نقاشی با مدادرنگی شور و شوق عجیبی در آدم بر می انگیزد.

نقاشی با آبرنگ

نقاشی با آبرنگ

نویسندگان: خوزه پارامون ، گیلرمو فرِسکوئت

مترجم: قاسم روبین

کتاب «نقاشی با آبرنگ» ثمره‌ای است از تجربیات دو هنرمند معاصر اسپانیایی : گیلرمو فرسکوئت، نقاش آبرنگ که آثارش از اعتبار خاصی برخوردارند، وخوزه پارامون، نقاش و مدرس نقاشی و طراحی و صاحب کتابهای آموزشی در زمینه‌ی هنرهای تجسمی.

این کتاب تا کنون به زبانهای مختلف ترجمه و در اغلب کشورهای اروپایی و نیز در آمریکا بارها تجدید چاپ شده است. استقبال از کتاب حاضر و توفیق آن بی علت نبوده است : مطالب و روش آموزش آبرنگ و نکات فنی ارائه شده در خصوص آبرنگ سالها در مراکز هنری به طور عملی تجربه شده و هنرمندان برجسته‌ای چون فرسکوئت تمام این فنون را نکته به نکته در تابلوهای خود اجرا کرده‌اند تا خواننده، علاوه بر مطالب و توضیحات، به طور عینی نیز شاهد شکل گیری عملی هر نکته باشد. خوزه پارامون هم جدا از اینکه هنرمند است و دستی در نقاشی دارد، در عرصه‌ی تعلیم هنر و آموزش طراحی و نقاشی صاحب تجربه و تخصص است، « بلد» است نقاشی را چطور آموزش دهد.

این دو هنرمند کوشش وافی به کار برده‌اند تا مجموع دستاوردهای فنی آبرنگ و همچنین جدیدترین مواد و مصالح مربوط به این رشته از هنر را به مدد مثالها و شواهد بصری (طراحی، نقاشی، عکس و نمودارهای گرافیکی و غیره) به خواننده معرفی کنند.

اصول نقاشی با رنگ روغن

اصول نقاشی با رنگ روغن

نویسنده: خوزه پارامون

مترجم: قاسم روبین

… اینکه گفته می شود خلاقیت هنری حاصل قریحه ای است خودانگیخته یا از سر اتفاق سخنی است گزاف و بیهوده، پندار خامی است اگر گفته شود که هنرمند موجود خاصی است و تافته‌ای جدابافته که به یکباره و ناخواسته و نکوشیده فرشته‌ی الهام به سراغش می آید و بعد هم کاری می کند کارستان. خیر! نه خیال خام، که حتی ساده‌انگاری است این. الهام چیزی نیست که از شکاف آسمان بیفتد به دامن هنرمند، چشم به راه فرشته‌ی الهام نباید بود. به جست و جوی چیز دیگری باید بود، «چیز دیگری» که ذره ذره به دست می آید، گام به گام، خشت بر خشت، چیزی که پایه و اصول نیاز دارد، به کار و کوشش و تلاش ذهنی و تجربه.

احساس و فکر و تخیل را، در قالب شکل و رنگ، تنها به مدد «فن و روش» می توان بر سطح بوم یا کاغذ نقش کرد.