مرد مردمی

مرد مردمی

نویسنده: چینوا آچبه

مترجم: افسانه رشنو

هجو بس مضحکی از فسادی اندوهبار، تهدیدی برای همه ی سیاستمداران کارکشته. نانگا، تجسم هیبت حقه باز، تازه به دوران رسیده، و عوام فریبی است که چند صباحی دنیا را اغوا می کند. در تقابل با نانگا راوی جوان، کنجکاو و دوست داشتنی قرار دارد:

اودیلی. اودیلی که هنوز به فساد آلوده نیست، سرشار از شور زندگی به قهرمان جذابی بدل می شود که بی هیچ آرمانی، علیه نانگا می شورد. خصیصه ی برجسته ی اودیلی شور زندگی است. در رمان می خوانیم که اودیلی در معرض خطر بزرگی است، هر آن احتمالش می رود که او هم نانگای دیگری از آب دربیاید و نانگا، عوام فریب زهوار دررفته ای است که دست آخراز زباله دانی سر در می آورد.

منم کلودیوس

منم کلودیوس

نویسنده: رابرت گریوز

مترجم: فریدون مجلسی

رابرت گریوز، نویسندۀ منم کلودیوس، استاد بزرگ تاریخ و ادبیات یونانی و لاتین، و از برترین ادیبان، شاعران و اسطوره شناسان بریتانیا و جهان در قرن بیستم است. تاکنون پنج کتاب بزرگ از آثار او، یعنی: منم کلودیوس، خدایگان کلودیوس، اسطوره های یونانی و لاتین، قیصر و کسری ]کُنت بلیزاریوس[، و عیسای پادشاه به فارسی ترجمه شده است.

منم کلودیوس – داستان سزارها، از یولیوس سزار تا سزار نرون – بدون تردید بزرگترین اثر گریوز است که در اروپا و آمریکا بیش از صدبار تجدید چاپ شده است. داستان کتاب بازتاب جنبه هایی از دورانی بس جالب و عبرت انگیز در تاریخ تمدن بشر است. این دوره – همزمان با میلاد مسیح – از سویی فرازی در پیشرفت های فلسفی، علمی، ادبی، هنری، صنعتی و بازرگانی به شمار می آید، و از سویی نشیبی از لحاظ انحطاط اخلاقی و بی اعتبار شدن ارزش ها و حقوق و آزادی های انسانی است. گریوز رمان تاریخی و مستند خودش را به صورت داستانی جذاب نوشته است که در ردیفی بالا در شمار صد کتاب برگزیده ادبیات انگلیسی در قرن بیستم قرار دارد!

نوشته هایی درباره ی «منم کلودیوس»

روزنامه اعتماد، شانزدهم اردیبهشت 1392

به مناسبت تجديد چاپ و ويرايش جديد كتاب «خدايگان كلوديوس» اثر رابرت گريوز
ايران و روزگار سزارها
فريدون مجلسي
رابرت گريوز، اديب، نويسنده، مورخ و زبانشناس نامدار،‌ در كتاب منم كلوديوس، با توجه به آثار باقيمانده از كلوديوس سزار، ناپسري امپراتور سزار اكتاويوس اگوستوس، نخستين امپراتور روم، ‌قلم را به او سپرده و اثر بزرگ و كلاسيك خود را به روايت سزاركلوديوس، پنجمين سزار از شش سزار نامدار و بدنام نوشته است. اثر بزرگي كه براي فرهيختگان اروپايي بسيار جالب است زيرا بخش مهم و موثري از تاريخ مشترك آنان را تشكيل مي‌دهد. اما براي ايرانيان نيز نبايد خالي از لطف باشد ‌زيرا علاوه بر آشنايي دست اول با تاريخ و وضعيت سياسي و اجتماعي آن دوران حساس اروپا كه همزمان است با ميلاد مسيح و سربرآوردن سرداران اسطوره‌يي روم، مانند كراسوس، يوليوس سزار، پمپه و آنتوني، سزار تيبريوس، سزار كليگولا، سزارنرون و البته سزار كاوديوس و نقش زنان نامدار و بدنامي چون ليويا، كلئوپاترا، مسالينا و اگريپينا، كه زندگي هر يك را نويسندگان بزرگي همچون ويليام شكسپير در شاهكارهايشان جاودانه كرده‌اند، ارتباطات جالبي نيز با تاريخ ايران اشكاني پيدا مي‌كند كه تنها هماورد امپراتوري روم در آن دوران بود! و ما در اينجا از همين ديدگاه،‌ يعني ارتباط ايراني، به آن دوران مي‌نگريم. ادامه‌ی خواندن

خدایگان کلودیوس

نویسنده: رابرت گریوز

مترجم: فریدون مجلسی

امپراتور جمهوری خواه به دنبال “منم کلودیوس” داستان دوران حکومت خود را می نگارد.

مردمان کلودیوس را به عنوان ابلهی حقیر می‌پنداشتند . ولی سلطنتی که او شرح می‌دهد به هیچ وجه ابلهانه نیست . او که با بی‌میلی به جامه‌ی ارغوانی دست یافت، به عنوان فردی رخ نمود که به جانب خوش خویی و خوش باوری گرایش داشت . این مردم عادی و سربازان ساده هستند که او را در بازسازی صدمات دوران گالیگولا و روابطش با هیرود آگریپا، پادشاه یهودی، و گشودن بریتانیا، و تصفیه حساب نهایی با همسر بی‌پروایش مسالینا یاری می دهند.

رابرت گریوز در یکی از زیباترین بازسازی‌های تاریخی قرن شخصیتی خلق کرده است که قابل مقایسه با ابله داستایفسکی است.

کژتابیهای ذهن و زبان (طنزی تازه)

کژتابیهای ذهن و زبان (طنزی تازه)

بهاءالدین خُرّمشاهی

«کژتابی» واژه ای است که مؤلف برای پدیده ای نویافته و اغلب طنزآمیز در زبان نهاده است. مراد از آن چیزی است بین «ایهام» و «ابهام». شباهتش با ایهام در این است که در ایهام جمله یا عبارتی دو معنا می دهد و جایگاه آن اغلب در شعر است، و جزو شگردها و آرایه های دلنشین معنوی است. در میان شعرای بزرگ ادب فارسی سعدی و بیش از او حافظ استاد مسلّم در آوردن تعبیرات دو معنایی (ایهام) است. وقتی حافظ می گوید: مستی به چشم شاهد دلبند ما خوشست، این مصراع، خواسته ناخواسته دو معنا می دهد: الف) مستی من یا عاشقان دیگر از نظر یار خوب است. ب) هر مستی ای خوب نیست، بلکه مستی چشم یار من خوب است. اما «ابهام» نارسایی و اختلال جمله در معنارسانی است. وقتی می گوییم: «پدر من به هرکس که بخواهد قرض الحسنه می دهد.» جمله کژتاب است. نوعی اختلال معنا دارد، و در عین حال دو معنا می دهد: الف) پدر من به هرکس که خودش [، پدر من] دوست داشته باشد/ بپسندد قرض می دهد. ب) پدر من به هر متقاضی قرض می دهد. مثال دیگر: «پیر شود جوان» دو معنا دارد: الف) آدم پیر تبدیل به جوان می شود. ب) آدم جوان تبدیل به پیر می شود. یا در این مثال از سعدی: پسران وزیر ناقص عقل… آیا پسران ناقص عقل هستند، یا وزیر؟ یا این جمله: من شما را از برادرتان بیشتر دوست دارم. (خودتان به دو معنایش فکر کنید).

دو دهه پیش مؤلف این کتاب، با پیش آمدن رویداد خوشایندی به صرافت این مسئله افتاد که در زبان و ادب قدیم و جدید جهان هم سابقه دارد. اما نامی ندارد. از آن به بعد با صید کژتابی ها، در هرچه می خوانده، می شنیده، آهسته و پیوسته، دسته ای از آنها را بسته کرده و به صورت مقاله در آورده، که در نشریاتی چون کیهان فرهنگی (دورۀ اول)، کیان، شرق، جام جم، در طی 20 سال چاپ شده، سپس که به 30 مقاله بالغ شده به خانۀ بخت رفته است.

هفتۀ مقدس

هفتۀ مقدس

نویسنده: لویی آراگون

مترجم : محمد تقی غیاثی

حوادث «هفتۀ مقدس»، حوادث هفته ای است بین 18 مارس 1815 تا روز 25 همین ماه. 18 مارس، برای مسیحیان مؤمن، روز «شاخه نخل»، عید «نخلبندان»، به یاد استقبال از حضرت مسیح دراورشلیم، است. 25 مارس، روز جشن پسه، آغاز پاک، روز رستاخیز مسیح است.

حوادث این یک هفته دستمایۀ قصه دلنشینی است که شباهتی به قصه های دیگر ندارد. از یاد نبریم که اولاً آراگن شاعر بزرگی است، ثانیاً هنرمند نظریه پردازی است. حوادث هفته مقدس سال 1815 دستاویزی است تا آراگن روند انقلاب کبیر فرانسه را بکاود، بازتابهای اجتماعی آن را از دیدگاه عقیده خود وارسد، شاه ،افراد خاندان سلطنتی، تیمساران، تفنگ داران شاه، وزیرانی چون شاتو بریان، نویسنده بزرگ و بنیانگذار رومانتیسم فرانسه، کنت دارتوآ، برادر عیاش شاه، که بعداً به نام شارل دهم به سلطنت می رسد، دوک دو ریشلیو، فرماندار سابق اودسا، شاعرانی چو لامارتین و وین یی را، چنانکه بودند، از درون و بیرون نشان دهد.

آراگُن می گوید: همه این حوادث راستینِ تاریخی را چنان کاویده ام که گویی هیچکدام از این وقایع در سال 1815 رخ نداده است. سرچشمه این حوادث در من و منحصراً در تجربه من است. این قصه، قصه آزمون من، دیدگاه من، و امروزی است.

شیطان در بهشت

شیطان در بهشت

نویسنده: هنری میلر

مترجم: بهاءالدین خُرَمشاهی و نازی عظیما

هنری میلرHenry Miller نویسندۀ سختکوش و پرکار و کتاب آمریکایی کمابیش همۀ آثارش پرده درانه و زندگینامه ای است. منتقد کبیر شیوۀ زندگی آمریکایی است و به قول خودش نوعی آنارشیسم صلح جویانه دارد. اغلب آثارش به خاطر بی باکی تعبیرات و وقاحت نگاری بی اندازه اش در آمریکا و انگلستان ممنوع الانتشار بود (تا 1960). سبکش/ نگاهش آمیزه ای از رئالیسم/ سورئالیسم و ناتورالیسم است، غالباً گویی مستندنگاری می کند و زندگینامۀ خودنوشت می نویسد. از بیش از 60 کتاب او بیش از 5-6 اثر را نمی توان به فارسی ترجمه کرد. به خاطر همان بی پروایی های قلمی اش.

دو کتاب مدار رأس السرطان، و مدار رأس الجدی (معروف به مدارین)، نیز سه گانۀ تصلیب خون چکان معروف ترین آثار اوست. آنچه از او می توان به راحت به فارسی ترجمه کرد سفرنامۀ یونان، برجسته ترین کتاب ها در زندگی من و همین چهار اثر نسبتاً کوتاهی است که با عنوان شیطان در بهشت فراهم و در این کتاب عرضه شده. به جای معرفی پژوهشگرانۀ او زندگینامۀ خودنوشت کوتاهش (در 9 صفحه) در آغاز کتاب حاضر ترجمه شده. علاوه بر شیطان در بهشت، در این اثررسالۀ ژرف اندیشانۀ تأملی بر مرگ میشیما (نویسندۀ بزرگ معاصر ژاپنی که در ملأ عام در میدانی پر جمعیت به رسم غریب و کهن ژاپنی با شمشیر خودش را کشت، چند اثرش به فارسی ترجمه شده) آمده است. همراه با ۀبخند در پای نردبان که شاعرانه ترین اثر اوست، و تأملاتی بر نویسندگی که در اثر اخیر همراه با پیامدی کوتاه ترجمۀ خانم نازی عظیماست.

هدف من از نویسندگی ، مستفر کردن واقعیتی بزرگتر است . من نه رئالیسم و نه ناتورالیست . من از زندگی می نویسم . از زندگی نوشتن فقط با به کار گرفتن عوالم خواب و سمبول های دیگر میسر است . من نویسنده ای هستم عمیقاً متافیزکی ، و استفاده ای که از حادثه ها و نمایش و تشبیه می کنم ، بهانه ای است برای مطرح کرده مسائل عمیق تر . من با پورنوگرافی مخالفم و با وقیح نویسی و هتاکی موافقم . بیشتر از هر چیز طرفدار تخیل و خیال بافی و آزادی هایی که خیالش را هم نکرده ایم ، هستم . من تخریب را به نحو سازنده ای – کما بیش به شیوهء آلمانی ها – به کار می برم ، اما همیشه به یک هماهنگی واقعی و صلح و سکوت درونی توجه دارم”

هنری میلر

(1891-1980)

چرا نویسندۀ بزرگی نشدم؟

چرا نویسندۀ بزرگی نشدم؟

نویسنده: بهار رها دوست

 کتاب ماجرای زنی است که برای دیدار فرزندش به امریکا می رود. در آنجا رها از دغدغه های زیست محیطی همیشگی اش، و در جریان ارتباطی که با طبیعت برقرار می کند، به مکاشفه ای درونی می رسد و بر آن می شود به دیرینه ترین رؤیای زندگی اش بپردازد. کتاب، شرح پاسخ جویی به یک پرسش است که از قضا پرسش پنهان بسیاری از دوستداران قلم ورزی هم هست، و دیالوگی است صمیمانه که در فرایند آن، راوی از دل تماشا در آینۀ خویشتن، به کاوشی اجتماعی در متن جامعۀ مرز و بومش نقب می زند. خواننده را که بخشی از پروژۀ واکاوی اش شده، به تجربۀ زیسته اش می کشاند، و دست در دست او می گذارد تا پا به پای هم از مه عبور کنند، و پرده ای را کنار بزنند برای نگاه به «نوشتن» در نور و نگاهی تازه.

هابیل و چند داستان دیگر

نویسنده: میگل دِ اونامونو

مترجم: بهاءالدّین خُرّمشاهی

نویسندۀ این داستان ها، میگل دِ اونامونو (1864-1936م) بزرگترین حکیم و متفکر اسپانیا در عصر جدید است. او از فیلسوفان / متکلمان اگزیستانسیالیست دیندار است؛ و سده ها می گذرد که در جهان مسیحیت کاتولیک، متفکری به عظمت و نویسنده ای به بلاغت او ظهور نکرده است. بزرگترین اثر از میان پنجاه و چند اثرش درد جاودانگی / سرشت سوگناک زندگی نام دارد (ترجمۀ همین مترجم، نشر همین ناشر، چاپ نهم 1391). او در جنب آثار فلسفی و کلامی اش، شعر و نمایشنامه و داستان هم دارد. داستان هایش غالباً کوتاه و روانشناختی و بسیار اثر گذار است. پنج داستان کوتاه از او به فارسی ترجمه شده است . سه دلیل داستان در این کتاب، به اضافۀ خاله تولا، و مِه. این سه داستان عبارتند از 1.هابیل، 2.مرد مردستان، 3.قدیس مانوئل نیکوکار شهید. هابیل تحلیل روانشناختی حسادتی مهارناپذیر است که خوآکین (نویسندۀ ناموفق و هم نقش با قابیل)، به هابیل (نقاش موفق، هم نقش با هابیل کتاب مقدس) می ورزد. مرد مردستان حکایت عشق جانوری و غیرت و تهمت غیرعادی مردی خودخواه و نافرهیخته به همسرش است که سرانجام هر دو را از پای در می آورد.

قدیس مانوئل داستان وسواس کشیشی است که بسیاری از مردم قلمرو روحانی و کلیسایی اش به هدایت او ایمان می آورند، و او را مظهر عشق و ایمان به خداوند می دانند. اما او نوری از ایمان در دل خود نمی یابد. اونامونو ایمان را نه عزم و جزم یکباره، بلکه روندی مادام العمر، و امید و ارادۀ معطوف به ایمان می داند.

درد جاودانگی

درد جاودانگی

نوشته : میگل د اونامونو

ترجمه : بهاءالدین خرمشاهی

ویلیام بارت درد جاودانگی را ” تغزّل فلسفی شگرف ” نامیده است . زبان فلسفه زبانی غامض ، آکنده از اصطلاحات فنی و دیریاب . اما پای تغزل که به میان می آید ، شور و سرود و سرمستی سر بر می آورد . اونامونو برای جلوه گر ساختن این تغزل شگرف از واژگانی استفاده کرده است که همچون باران و شکوفه های بهاران پر از طراوت است . درد جاودانگی در اصل مبحث غامض فلسفی است ، ولی این مبحث غامض با همت طلبی از شکسپیر و دانته و میلتون و مولفان عهد جدید و در آمیختن قول و غزل آنها با درد اشتیاقی که از سینهء شرحه شرحه از فراق بر می خیزد ، به یکی از شاعرانه ترین و شکوهمندترین نوشتته های زمان ما تبدیل شده است . بهاءالدین خرمشاهی هم به مدد دانش و بینش و قریحهء سرشار و باهمت طلبی از عطار و مولانا و خیام و سعدی و حافظ موفق شده  است این ” تغزل فلسفی شگرف ” را در زبان فارسی باز آفرینی کند.

صالح حسینی